این نبضی که رو گیج گاه میزنه رو از شدت سر درد دارم حس میکنم . بیخیال کار دارم میشم . اگه همین الان بگن اخراجی برو گم شو بیرون واقعا ممنون میشم . یه آرت بوک باید بسازم و حتی نمیدونم چجوری دارم جلو میرم . کلی عکس باید جنریت کنم و کلین چیز اضافه کنم و فقط دو روز وقت دادن . فکر کنم . بازم امروز قهوه خوردم ولی وسط روز دووم نیاوردم و دو ساعت رو مبل اتاقم ولو شدم . الان باید تو یه ساعت یه طرح نصفه نیمه تحویل بدم . نصف نصفم نساختم با اینکه از صبح روش بودم . همزمان باید ویدیو هم جنریت کنم . شب شاید سر کار بمونم و ریدم بهش یه ماه از تموم شدن معافیت تحصیلیم گذشته .
امروز روز کسشری بود . نمیتونم کلمه بهتری پیدا کنم تو مغزم ببخشید . سرم داره میترکه و بد تر از همه قهوه خوردم . نه یه شات بلکه دو تا . یه دونشم در طول روز تشنج میزنم چه برسه به دو . انقدر سر درد دارم که کلمو میخوام بکوبونم به دیوار . داداشمم خیلی رو مخم میره دو روزه . بنظر میاد که عصبانیم ولی صرفا سرم درد میکنه . یه مهمون داشتیم از ساعتی که اومد تا ساعتی که رفت یه بند حرف زد . ظهر اومد افطار رفت . به بهانه نون خریدن رفتم بیرون تا فقط نیم ساعت بتونم آرامش بگیرم . کارمم که ...
ریدم تو این کشور . از سر تا پاش بدبختیه . هرکی یه جور . اونی که خودکشی میکنه بهترین کارو الان میکنه .
تو فوتبال یه برخورد خیلی بد داشتم با یکی از بچه ها . مم فقط پام زخمی شد اون بدبخت صورتش به فاک رفت . البته من حواسم نبود یه فحش بدم دادم که جلو جمع زشت شد
تو ایستگاه اتوبوس نشستم . هر چیزی داره میاد جز اتوبوس مطمئنم f35 هم میاد ولی اتوبوس نمیاد .
زیاد چایی خوردم . آشم خوردم . دلم میخواد بازم فوتبال بازی کنم . ازینکه ببازم بدم میاد .
سرم درد میکنه . یکی دو هغته خیلی اتفاقای خوبی افتاد با دو تا از دوستام حرف زدم . کارم یکم خوب جلو رفت و حقوقم اضافه شد . چند بار پیتزا خوردم و بازم دلم میخواد ولی تا 17 ام باید نگه دارم یه تومنو . فیلمای خوبی هم دیدم . همه فیلما تقریبا برام یه شکل شدن . همه چی قابل پیشبینیه . هیچ کار جدیدی نیست مخصوصا فیلمای ده سال اخیر . تنها چیزی که واقعا لذت بخشه حرف زدن با آدما و موزیکه .دیدید با یکی حرف میزنید استرس میگیرید که وای چرا این حرفو زدم یا وای حتما حرفمو بد متوجه میشه ؟ من وقتی اینجوری میشم یعنی یا اون آدمه یا خیلی خوبه یا زیادی غریبس . دیشب تا دو بیدار بودم امشب زودتر میخوابم . نمیتونم به پول فکر نکنم . به این که نمیتونم تا ده سال دیگه حتی یه ماشین خوب بخرم چه برسه به خونه .
این هفته کار گواهینامه رو اوکی میکنم . عملیو نباید بیفتم دیگه هر دفعه عجله میکنم یه جوری که انگار گرگ دنبالمه