دیروز یکی از همکارامونو اخراج کردیم . اون اولا هممون فکر میکردیم آدم خوبیه . نمیدونستیم کل چیزایی که راجب خودش گفته دروغه . من تو ذهنم یه آدم گنده ازش ساخته بودم و کم کم این طرز فکرم نسبت بهش ازبین رفت . اون گفته بود که سه تا زبون بلده . اون گفته بود که دانشگاه تهران هنر درس خونده . اون گفته بود که دستیار کارگردان بوده تو چند تا سریال . در آخر فهمیدیم تمام اینا دروغه یا حداقل راست راست نیستش و این موضوع باعث شد نسبت بهش شکاک بشیم و نظر خوبمون کاملا بهش برعکس بشه . اون رفتش درحالی که هیچکس برای خداحافظی بهش دست نداد جز من . اونم چون هم اتاقیش بودم و دو ماه تقریبا کل روز رو باهم تو یه اتاق مشغول به کار بودیم . خلاصه بخوام بگم از طویله میگشتیم آدم پیدا میکردیم سالم تر از این یارو بود .
فردا امتحان عربی دارم . شاید بالاخره بتونم دیپلم رو بگیرم و برم دانشگاه ولی حسابان همه چیو احتمالا خراب میکنه . در حد ده نمره نوشتم و اینه که بده . دانشگاه تنها مسئله ایه که این روزا فکرمو درگیر کرده و احتمالا اگه این بار قبول نشم مجبورم برم سربازی . نه اینکه بدم بیاد شاید یکم آدم شم ولی الان وسط کلی کاریم و نمیخوام حتی یه ساعت داداشمو تنها بزارم .
راستش میخوام خودمو بکشم . بیشتر از همیشه این رو میخوام و دارم بهش فکر میکنم . دلم میخواد دیگه از خواب بیدار نشم
من آدم ضعیفیم . با این حال خیلی وقته که تصمیم گرفتم غر نزنم چون همیشه یه حالت بدتری وجود داره که یکی باهاش درگیره. اینجا تنها جاییه که راحت میتونم غر بزنم بدون این که کسی ببینه . حس میکنم کارم زیاد خوب نیست و پروژه ای داریم که خیلی بزرگه . البته پول خوبی میگیریم ولی حس میکنم آماده نیستم . از لحاظ ذهنی هم پر دیتاس مغزم برا همین تحمل هیچی ندارم و زود عصبی میشم . بقیشو بعدا مینویسم
نمیدونم دارم چیکار میکنم. نمیدونم چه حسی دارم یا کیم. با خودم دست و پنجه نرم میکنم دائم . هیچکس منو نمیفهمه . حتی قابل درک کردن نیستم و اینو میدونم . امشب گند زدم . فردا شبم گند میزنم. کون لقش. کون لق همه
امروز سر کار رفتم ظهر نیم ساعت خوابیدم رفتم کلاس زبان عصری و معلم این ترم دوست دختر معلم ترم قبلیه . برام سوال بود که چجوری اون آدم با این یکی تو رابطس تا اینکه یکم از تجربیاتش گفت . هم اتاقیم دختر خرابیه ولی خب یه جور سبک بقاس اینم. با هر پسری لاس بزنی تا یه چیز بدست بیاری و بتونی ادامه بدی . دمش گرم کلی خوراکی همکارم بهش میده و باهم میخوریم . نیاز نیست پول خوراکی بدم دیگه . گیم گیم آو ترونز رو بازی میکنم هر از گاهی و میتونم بگم کسشر ترین گیمیه که تا الان زدم . دلیلش اینه که من گیمای RPG رو اصلا دوست ندارم واسه پی سی و این یزید کاملا آنلاین و آر پی جیه . انگار دارم گیم گوشی میزنم و این آزار دهندس . داستانش رو میخوام فقط پیش ببرم چون چند وقته بعد از تموم کردن گات تو نخشم . مث اون تایمی که از لایف ایز استرنج و the perks of being wallflower خوشم میومد حالا رو این زوم کردم و نمیتونم مغزمو ازش جدا کنم . البته که بریکینگ بد خیلی بهتره از نظرم .
چشمام موی رگاش پاره شده و خونیه فردا یه سر میرم درمانگاه . بخاطر مانیتوره احتمالا تو فوتبال هم ضربه خورد به چشمام .