My boring life

تنهایی

پنجشنبه دوم مرداد ۱۴۰۴ 23:8

امروز سر کار رفتم ظهر نیم ساعت خوابیدم رفتم کلاس زبان عصری و معلم این ترم دوست دختر معلم ترم قبلیه . برام سوال بود که چجوری اون آدم با این یکی تو رابطس تا اینکه یکم از تجربیاتش گفت . هم اتاقیم دختر خرابیه ولی خب یه جور سبک بقاس اینم. با هر پسری لاس بزنی تا یه چیز بدست بیاری و بتونی ادامه بدی . دمش گرم کلی خوراکی همکارم بهش میده و باهم میخوریم . نیاز نیست پول خوراکی بدم دیگه . گیم گیم آو ترونز رو بازی میکنم هر از گاهی و میتونم بگم کسشر ترین گیمیه که تا الان زدم . دلیلش اینه که من گیمای RPG رو اصلا دوست ندارم واسه پی سی و این یزید کاملا آنلاین و آر پی جیه . انگار دارم گیم گوشی میزنم و این آزار دهندس . داستانش رو میخوام فقط پیش ببرم چون چند وقته بعد از تموم کردن گات تو نخشم . مث اون تایمی که از لایف ایز استرنج و the perks of being wallflower خوشم میومد حالا رو این زوم کردم و نمیتونم مغزمو ازش جدا کنم . البته که بریکینگ بد خیلی بهتره از نظرم .

چشمام موی رگاش پاره شده و خونیه فردا یه سر میرم درمانگاه . بخاطر مانیتوره احتمالا تو فوتبال هم ضربه خورد به چشمام .

pendar
کدهای وبلاگ