امروز صبح رفتم مدرسه تا کمکم کنن که چیکار باید بکنم . ساعت سه رفتم مدرسه بزرگسالان تا بتونم ثبت نام کنم و نامه بگیرم که برم معافیت تحصیلی بگیرم . یه اتاق خیلی کوچیک و خیلی خیلی شلوغ بود . کلا دو نفر داشتن کار یه کوه آدمو راه مینداختن . بوی عرق و بوی بد دماغ آدمو میسوزوند . حدود یک ساعت طول کشید تا نوبت من بشه . تو یه بسته شیش تا عکس به طرف دادم و گم کرد . یه لحظه عصبانی شدم و سر طرف داد زدم . نمیدونم چم شده بود . حالم بد بود و داشتم مثل آبشار نیاگارا عرق میریختم . یارو قهر کرد و یک ساعت بعدی مشغول گوه خوردم غلط کردم شدم . حالا تو راه محل کارم هستم . خستم . سرم درد میکنه و استرس همه چی رو دارم . امیدوارم درست بشه . امیدوارم درست بشه ولی مگه درست میشه. همه چی فقط خراب میشه و بگا میره