امروز یه ویدیو کال داشتیم با بچه های دفتر و یه جورایی جلسه بود . خوب بود ولی من درحالت عادی قیافم بده حالا فکر کن جلو دوربین هم باشم . هرچقدر قیافت بد باشه جلو دوربین سلفی بدتر هم میشی و منم ریشامو نزدم سو یه توپ پر مو بودم که از خجالت تصویرش رو بست به بهونه غذا خوردن.بعدش راجب این حرف زدیم که باید چیکارا کنیم و پدرام رفت بالا منبر . دو تا نکته مهم گفت که حالا حوصله ندارم توضیح بدم . یکیش این بود که باید ai رو یه چیز عادی و روزمره کنیم و یه جورایی دستیار همه کارامون بشه چون تا ده سال دیگه هرکی بهتر با اینجور مسائل آپدیت شده باشه موفق تره و اینکه همه کارای تکنیکال ازبین میرن و کارایی هم که خلق کاملن ( مثل عکاسی یا نویسندگی یا نقاشی یا کارگردانی و غیره ) هم با اینکه میمونن شکلشون عوض میشه .پس هرکی بهتر بتونه با ai همراه بشه و بلد تر باشه جلو تره .دومین نکته که اصلا حوصله ندارم توضیح بدم RFM بود.یعنی Read the fucking manual . من قبلا تو حوزه خودم از ai کمک گرفتم . 3D مدلایی که نتونستم به صورت رایگان پیدا کنم رو با ai ساختم . یه جورایی هرچقدر بهش دیتا بدی راجب چیزی که میخوای بسازی بهتر کار میکنه.البته چون رایگان بود کیفیت خوبی نداشت ولی سعی کردم با تکسچر هایی که میسازم اون جزئیات رو بپوشونم . باید برم ببینم چجوری میتونم عکس آپلود کنم اینجا میخوام بعضی از چیزایی که ساختم رو بزارم . راستش دوست دارم برگردم سر کار ولی تا امتحانام تموم نشه نمیتونم . دقیقا تو بدترین تایم امتحانامه . تازه یه پروژه گرفته بودم و واسه دی ماه باید آمادش میکردیم . قبلش داشتم یه مینی انیمیشن قشنگ میساختم و خیلی هم خوشم میومد ازش ولی اون باگ خورد و هر بار واردش میشدم کرش میکرد . زهرا هم داشت آنریل یاد میگرفت ولی اونم کار داشت . مامان باز حالش بده و داره دم به دقیقه به من گیر میده یکم ورزش میکنم و میخوابم. انگیزه زیر صفره