My boring life

جمعه هفتم دی ۱۴۰۳ 14:32

صبح رفتم دویدم . راستش خیلی زیاد دوییدم و الان پا درد دارم . تقریبا دو ساعت کل پارک لاله و بلوار کشاورز رو دور زدم و برگشتم و دوباره دور زدم . نیاز داشتم به بدنم فشار بیارم . اومدم خونه دوش گرفتم و گیم زدم تا الان با گوشی . دیروز پدرامو بردم دکتر و سرم بهش زدن تا حالش بهتر بشه. بعدش رفتم کلاس زبان و معلم جدیدمون خیلی گوگولیه . سنجاق سرش ستاره ایه و بامزس وسط درس دادنش حواسم پرت میشه. از قبلی درس دادنش ضعیف تره ولی صد برابر بهتره . قبلی خییلیییییییییی سلیطه بود . روز آخر تقریبا داشتیم به همدیگه فحش میدادیم و خدا رو شکر که نیفتادم . فقط دو نمره بالا تر از حداقل نمره قبولی بودم . مویی رد کردم . دارم حواسمو با هرچی که بتونم پرت میکنم ولی نمیتونم . هرکاری بگید میکنم تا فقط با خودم تنها نباشم . به بهانه های مختلف به دوستام پیام میدم و گیم میزنم . پدرام باعث میشه آخر تومور مغزی بگیرم زودتر برو سر کارت بکش از ما بیرون

pendar
کدهای وبلاگ