My boring life

DD

یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ 17:46

امروز سه ساعت کلا کار کردم . دیشب نخوابیدم و حالم کل روز بد بود . چشمام میسوزه و نیم ساعت دیگه باید تو کلاس زبان حاضر باشم . زهرا امروز نبود و اتاق من خیلی سوت و کور بود . معمولا وقتی یکیمون نباشه اینجوریه .
دیدی از یادت رفتم و رفت و مرد
حالم خوب بود وقتی رفتی پس چی شد

من همش میفتم تو دردسر
دردا رو میریزم تو خودم
وقتی رفتی یه سری بزن تو به من
من همیشه گمم تو حس تو
نمیره یادم اون اسم تو
وقتی رفتم یه سری بزن تو به قلبم
DD از qazule و niki numb

pendar
کدهای وبلاگ