My boring life

چهارشنبه هفتم آذر ۱۴۰۳ 17:21

انقدر مسائل خاله زنکی اینجا اتفاق میفته که دلم نمیخواد دیگه بیام . از هفته دیگه به بهونه درس میمونم خونه . دیشب داشتم دفتری که قبل کنکور توش چرت و پرت مینوشتم میخوندم . چقدر همه چیز بهتر بود . البته همه چیز حس خودم به زندگیم و آدمای اطرافمه . الام فقط چس ناله متحرکم . اعصابم همیشه داغونه . همیشه همیشه و خیلی سخته که به دیگران نپرم . خنده های آریا یه جوری رو مخمه که دلم میخواد دندوناشو خورد کنم . میدونم که این طبیعی نیست پس سعی میکنم بهش فکر نکنم

pendar
کدهای وبلاگ