My boring life

روزمرگی

چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ 23:22

امشب رفتیم کنسرت یکی از دوستامون . بعدش من سوار موتور داداشم شدم تا برگردم خونه و هوا هم یه جوره انگار تو ناف آلاسکا داریم زندگی میکنیم . من موزیک گذاشتم تو گوشم و با یه سرعت نرمالی از میرداماد راه افتادم به سمت پایین .تو نلسون ماندلا بودم که یهو یه آهنگ خوب اومد و منم یکم رگ اسکولیم زد بالا و گازو گرفتم . هیچی الان سینم درد میکنه خوابیدم با دو تا پتو روم . البته خیلی حال داد ولی اصلا تایم مناسبی برای ب فاک رفتن نیست . انصافا از یه جا به بعد صدای باد میشنیدم فقط با خودم چه فکری کردم که تا میدون ولیعصر تخته گاز اومدم . یه جا از محله ارمنیا رد شدم و باحال بود فضاش . تو مغازه ها درخت کریسمس و عروسکا بابانوئل بود . بعضی از مردم باهاشون عکس میگرفتن .

خلاصه امروزم مث بقیه روزا هیچ اتفاقی نیفتاد و گذشت همین

pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ