قبلا شاید کمتر یا بیشتر از یه سال پیش یکی اومد تو وبم که آدم جالبی بود . منم هر ماه یکی دو بار سر میزدم به وبش . اونم کنکوری بود فکر کنم مشهد قبول شد . خودشم مشهدی بود یه مدت پیش مامانبزرگش بود بعد رفت خوابگاه .رفتم الان وبشو سر زدم و دیدم خیلی وقته چبزی ننوشته . امیدوارم سالم باشه . برام جالب بود چون تایم کنکور من واقعا اینجوری نبود که به چپم باشه ولی رفتارم کاملا همه رو قانع میکرد که به چپمه . پشیمونم ؟ حتی نمیتونم تو کلمات بیانش کنم . سربازیمو میرم اگه سیخ نکنن توم تو خونه بعدش یه ترای دیگه میزنم . میدونید منو دوست صمیمیم دو تا راه کاملا متفاوت رفتیم . یکی درس خوند و رفت دانشگاه تهران ، یکی هم عین من رفت بعد دبیرستان سر کار . فکت اینه که جفتمون ناراضییم . خنده دارم هست . اون پول نداره من مهارت ارتباط با جمعو . من الان پول دارم یه مقدار کمی تو جیبم شاید ده سال یا بیست سال دیگه نداشته باشم . اون ولی تضمینه آیندش اینجوری که پیش میره . میبینید کاملا متفاوته ولی باحاله . افسردگی زیادی سر دانشگاه کشیدم شابد یه سال ولی به هر حال گذشته راه من یه چیز دیگس .
شکلات صبحانه میخورم . خوشحالم