دیشب همه چیز حاضر و آماده بود که خوب بخوابم . از ده شب خوابیدم تا هشت و نیم صبح ( معمولا بین خوابم صد بار بیدار میشم برا همین تایم خوابم کلا زیاده )
به این فکر کردم که من زیادی فکر میکنم . به آدمای دورم و کارای خودم . ازشون هم زیاد حرف میزنم . یکم زیادی . باید بیشتر شل بگیرم و فقط بیخیال باشم . فکر کنم نمیتونم چون خیلیا رو دوست دارم و همین حسم باعث میشه بهشون فکر کنم . جدیدا مامان بابام مثلا برام خیلی کیوتن . مخصوصا بابام . دیشب کلییی لباسو برد حموم بشوره بدون اینکه به من بگه . مامانم اومد خونه گفت لباسا کو . خاک به سرم بابات رفته اون همه رو بشوره میخواستم بندازم ماشین لباسشویی . قلب درد داری مرد گنده و ...
بابام : تموم شد ، تموم شد دیگه ، بابا تموم شد ، همرو شستم ، بخدا تموم شد
و من اینجوری بودم که خب چرا انقدر کیوتین
یه ساعت موتور سواری کردم . نزدیک بود یه کوچولو به فاک برم . شاید ده سانت مونده بود . خیلی خیلی خوب رد کردم . احتمالا یا موتور میترکید یا من یا جفتمون .خانوادگی به کلاه اعتقاد نداریم حتما باید به فاک بریم تا بفهمیم . مثلا داییم رفت . یه چی رفته لا چرخش بعد پریده خورده تو سرش و ...
حالا خدا رو شکر سالمه . اون فامیل مورد علاقمه
دارم یکم میبینم تو اینترنت آنریل 5.8 چیا اضافه کرده . چیز خاصیه ولی دور از ذهن نبود . بیشتر اپیک داره رو گرافیک کار میکنه . یه جورایی باحاله که میدونن ای آی رو میشه با چند تا پلاگین اضافه کرد و بقیه دارن این چیزا رو میسازن. خودشون تو سینماتیک و موشن کپچر که خیلییی گرونه دارن ازش استفاده میکنن . ترجیح میدم ای آی رو ول کنم و حتی اگه ساختن یه انیمیشن ده سال طول بکشه با آنریل بسازمش .
دو تا تئاتر واسه هفته آینده گرفتم . فکر نمیکردم یه شب رفتن به اونجا انقدر علاقه مندم کنه . رشته دانشگاهمم ادبیات نمایشی بود کاشکی درسمو بهتر میخوندم
البته همشون یه جورین . از بازیگرا تا کارگردانا . استایل خوب و خفنی دارن ولی یه مدلین که ما ها زیاد دوست نداریم . مغزم خیلی سنتیه . این خوبه