My boring life

روزمرگی

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵ 19:34

به شدتتت حوصلم سر رفته . بدون گوشی عین یه آدم معتادم که موادشو گرفتن . خدایا

گشنمم هست و میخوام پیتزا بگیرم ولی به احتمال زیاد بابام ناراحت میشه که پولمو ریختم دور پس کنسله . دوربینمم مموری کارتش دفتره حتی نمیتونم عکس بگیرم . خیلی رو مخه خیلی ولی خب همین حسه خلاقیت میسازه . وقتی گوشیت نباشه بیشتر دنیا رو میبینی ( من کمتر دیدم چون بیشتر خوابیدم ) به صورت عجیبیم دلم میخواد ریاضی کار کنم . این خیلییی کسشره . چون من به زور تونستم دیپلمم رو بگیرم ولی الان نشستم کل تمرینا مشتق کتاب کمک درسی سال آخرمو حل کردم . واسه امتحان نهاییم انقدر نخوندم اون موقع داشتم گیم میزدم قشنگ یادمه . وای چقدر تایم خوبی بود . میدونید حس بدردنخور بودن و اینا رو داشتم و عذاب وجدان درس نخوندنو . استرس هم داشتم با اینکه میدونستم ریدم ولی به کار اشتباهم ادامه میدادم

من همیشه ریاضیو دوست داشتم و واقعا هم توش باهوشم . باعث میشه فکرم جهت دار بشه و پخش و پلا نباشه حل کردن مسئله هایی که فرمول دارن . برعکس تو هندسه داغون بودم. یا حداقل خودم اینطوری فکر میکنم .

عااا چجوری انقدر راجب گذشته حرف میزنم ولی راجب کار الانم و روابط الانم کمتر حرف میزنم

عجیبه . فردا یکم ازینجور چیزا میگم . شایدم امشب چون به شدت حوصلم سر رفته

pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ