My boring life

روح

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ 16:39

حسی که به اون دارم خیلی عجیبه . خیلی .
گاهی حس میکنم عاشق ترم یا گاهی کمتر . گاهی فکرمو تو تمام ساعتا مشغول میکنه و گاهی نه . ولی همیشه انگار تا یه اندازه برام عزیزه و همیشه ازین میترسم که ناراحتش کنم . میدونید خیلی دوره از من . خیلی و اصن حسی که من دارم حتی اگه به صورت متقابلم باشه خیلی بعیده که سرانجامی داشته باشه . با این حال اون برای من تو تمام لحظات این هفت ماه عزیز ترین بوده و حتی تو کوچیک ترین انتخابامم بهش نمیتونم فکر نکنم . اگه گوشیو میزارم کنار حرف زدنم با اون چی میشه ؟ اگه موقع کار حرف نزنم اون چی میشه ؟ همیشه اون توی ذهن منه . و خب طبیعتا تمام این چیزا باعث میشه هم شادی بیشتریو حس کنم هم ناراحتی .
به هر حال فکر نمیکردم دوباره باهاش حرف بزنم یا چی . ولی خوشحالم که اون روز بهش پیام دادم .

pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ