My boring life

روزمرگی

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ 22:41

رفتم با دوستام بیرون و یه تومن کشیدنم پایین . جالب اینه دویست داشتم . زنگ زدم قرض کردم یه تومن که بتونم پولشونو بدم . حقوقمو یازدهم باید میریخت ...

آی خدایا مراکش دومیم زد تو گیم شرط بسته بودم برا دوستم برد یس

دانشگاهمو فکر کنم بتونم برم . مشکل اینه خیلی دوره بخوام کارا ثبت نامو بکنم دهنم صافه . مشکل معافیت بود که اونم پرس و جو کردم فهمیدم باید از دانشگاه یه برگه بگیرم ببرم میدون سپاه .

با یکی از دوستام رفتم بیرون و اونم دوستشو آورده بود . رفتیم یه رستوران که سوکی و اینجور چیزا میداد . اسپلرینگ ؟ یه همچین چیزی خوردم که طعمش شبیه سمبوسه خودمون بود . از چاپستیک استفاده کردم و سر آخریش حوصلم نکشید چنگالو برداشتم . اینجوری بودم که حاجی من بخوام دیت برم از صد کیلومتری جا های با کلاس نباید رد بشم . آبرو ریزی خالصم . بعدشم رفتیم کافه چایی خوردیم .

دیگه همین

pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ