My boring life

روزمرگی

چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ 21:16

حدود چهار روز پیش یه مسمومیت خیلی خیلی بد رو تجربه کردم . نمیدونم چه داستانیه ولی هر موقع مامانم سفر میره و من تنها میشم مریض میشم . حالا یا سرما میخورم یا اینجوری . ولی خب این دفعه واقعا کثافت خالص بود . ساعت دو شب شروع شد داستان و صبح ساعت شیش و نیم هر جور بود خودمو کشوندم حموم چون حالت تهوع داشت منو بگا میداد . یک ساعت و نیم تو حموم دراز کشیده بودم رو زمین و نمیتونستم بلند بشم . آخرش ساعت هفت و نیم هشت اومدم بیرون و رو تخت یک ساعت خوابیدم . ساعت 9 با دیوثی رفتم دکتر و بعدشم سروم بهم وصل کردن تا حالم بهتر شد . تا الان درست نمیتونم غذا بخورم و یه جوری دارم سر میکنم انگار معدمو با چاقو پاره کردن .

یه انیمیشن باید با ای آی بسازم و پنج روز وقت دارم . دو تا شات زدم ولی با دیوثی دارم تحویلش میدم پلاناش زیاده منم تازه با این دم و دستگاه دارم آشنا میشم . دیروز که جیمی ( جمینای ) نامهربونی کرد و کلا بن کرد .

داشتم به این فکر میکردم که نمیدونم ابان بود تولدش یا آذر ولی اگه آبان بوده واقعا خوش شانسه چون ماه امروز کامل بود .

دارم فیلم انگل یایا همون parasite رو میبینم که چند سال پیش اسکار گرفت . زیادبا فیلما کره ای جور نیستم . درواقع اصلا جور نیستم ولی این قشنگه . الان تو پونزده دقیقه اول فیلمم امیدوارم بازم قشنگ بمونه . هوا عجیب غریب سرد شده

برچسب‌ها: روزمرگی
pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ