My boring life

سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ 20:3

خدایا
اینستا رو باز کردم و نتونستم خندمو کنترل کنم . انگار یه قراردادی بینشونه که هی جاشونو باهم عوض میکنن . گیری افتادیم . بامزه بود اینکه دقیقا همچین چیزی دقیقا قبلا اتفاق افتاده بود . یکم سنگینه سینم ولی اینم میگذره . امروز بعد چندین ماه مفید کار کردم و اگه تولد نبود شاید بیشترم میتونستم تایم کاریو بزنم . سر راه میخواستم یه چی بزنم . آه عاشق اینجام

pendar
کدهای وبلاگ