خدایا اون خیلی کیوته . حالا من سعی میکنم دوسش نداشته باشم چون بیشتر خودم اذیت میشم . ولی کیوت بودنشو نمیتونم تحمل کنم . نمیدونم نسبت به دخترایی که گوگولی بازی درمیارن الکی گارد دارم ولی اون مخصوصا سر آیدلاش خیلی کیوت میشه . میدونم که اگه با هرکی غیر منم حرف بزنه همینقدر شیرینه اخلاقش اینه . خوشحالم که دوباره رفتم پی ویش . تصمیم خوب و درستی بود فعلا .
چی میشد مامانم تصمیم بگیره به روانم کمک کنه و درو ببنده و باهام حرف نزنه . لطف میکنه اگه قهر کنه .
آه با اسکیت اومدم خونه . اسکیتم خرابه دوست دارم تو خط ویژه برم ولی یکم میترسم . بچگیم شجاع تر بودم . بدنم درد میکنه
یه روزایی کار خوب پیش میره یه روزایی نمیره . اینکه کار من ساده به نظر میاد ولی خوب پیش نمیره دو برابر باعث میشه فشاری بشم . به قول اون زود کچل میشم .
هعی جلو کولر خوابیدم . حوصله ندارم لباسمو عوض کنم بدون تیشرت دراز کشیدم تا زودتر سرما بخورم مجبور شم سر کار نرم . کاشکی تو شمال فرار میکردم ولی میموندم برنمیگشتم . دریا خیلی خوشگله . اسم بچمو شاید بزارم دریا یا دیانا ( اون دختر مو طلاییه تو گیم جدید کپ کام )
نمیدونم گفتم یا نه ولی سبک نوشتن اونو دوست دارم . از شیش سال پیش که دنبال میکنم وبشو هنوز خسته نشدم . فکر نمیکنم عاشقشم چون تگریام با اینکه زیاد بود ولی داشتم کم کم کنار میومدم . و خوشحال شدم که اون وبو ندیده . خیلی خوشحال . نمیدونم فقط اینکه فهمیدم بدون اینکه من چیزی بگم فکر میکرده بهم سوپرایزم کرد . سوپرایز میشم وقتی میفهمم اون بهم اهمیت میده چون اونقدر احمقم که سخت میفهمم .
خیلی نوشتم بقیشو یکی دو ساعت دیگه مینویسم