My boring life

جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ 23:22

اون فیلمه بود که توش جیم کری بازی میکرد ، همونکه اینا میرفتن دکتر و یکیو خاطراتشو از ذهنشون پاک میکردن . من واقعا به اون داستان نیاز دارم . از وضعیتی که دارم خوشم نمیاد . زیادی دارم گنده میکنم موضوعو ولی واقعا هست برام . و واقعا فکر میکردم نسبت به قبل برا کنار اومدن با این داستان قوی تر شدم . ولی درواقع برعکسه من خیلی ضعیف تر شدم . هرکاری میکنم که به خودم این حس غالب نشه . چون نمیخوام این باشم ولی هستم .

فقط باید کنار بیام . این عن تو مغزم هی تکرار میشه .با چی کنار بیام . با کی . من خیلیا رو بهشون فکر نمیکنم . چرا این مث قبلیا نیست و فقط داره مغزمو میگاد . واقعا خستم و مسخرس .

pendar
کدهای وبلاگ