واسه امتحان استرس دارم . دارم میخونم و سوال حل میکنم ولی هیچوقت نمیتونم وایه امتحان آروم باشم . حتی وقتی هیچی نخوندم و مطمئنم میفتم . از همه امتحانا بدتر کنکور اولیه پارسال بود . تقریبا تو حالت تشنج بودم 😂 یکی از همکارای قدیمی بابامو تو حوضه دیدم ولی سلام نکردم . بعد اصن خیلی فان بود . بقل دستیم رفیقم بود . وسط کنکور میگفت ۳۲ میشه ۴ . بیست بار حداقل تکرار تا آخرش من گفتم دیوونه سوالا فرق داره ببند😂 هنوز نیم ساعت از وقت کنکور مونده بود که دانشکده ای که پسرا توش امتحان میدادن خالی از سکنه شد . این درحالی بود که هیچ دختری بیرون نیومده بود . بعدش با دوستم رفتیم هاتداگ خوردیم . یکم راضی بودم . اگه همه این شرایط خوب رو برعکس کنید میشه کنکور دومی . وقتی برگشتم خونه انقدر عصبانی بودم که کلا سعی کردم با هیچکس حرف نزنم . عصری یکم بهتر شدم ولی تا عصر گیم زدم تا فقط خالی بشم . تا شب گیم زدم . بسه برم درس بخونم