My boring life

شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ 16:39

روز خسته کننده ایه . انقدر خسته کننده که فقط دارم ثانیه ها رو میشمارم تا برم خونه . یه سری مطلب کسشر راجب شکل گیری گروه نیابتیا جمهوری اسلامی تو اینترنت خوندم که فقط بفهمم داستان چی بوده . خیلی وقته ازین چیزا میخونم . راستش زیادم برام مهم نیست صرفا دوست دارم وقت بگذره . دیگه یکم موزیک میخوام گوش بدم ولی نمیدونم چی گوش بدم حالم اوکی تر میشه . با هیچکدوم ارتباط نمیگیرم . درواقع تنها چیزی که نیاز دارم خوابه .
کارمو میکنم ولی پولی تو کارتم نمونده . جمع زدن خرج دیروزو شد نفری 500 . بیخیال زیاد نیست ولی وقتی در طول ماه پول زیادی از دست بدی به نظر زیاد میاد . هرچی اصرار کردم که زبان نرم زیاد فایده نداشت . رفتن ثبت نام کردن پولشم دادن انتظارم دارن که من پولشو بهشون ندم . برعکس به نظرم بیشتر انتظار داشتن پولشو بدم . سه تومن زبانو اگه الان داشتم زیاد غصه نمیخوردم . بعدشم امروز پدرام دیر اومد نهار نداشتم مجبور شدم از بیرون بگیرم .

pendar
کدهای وبلاگ