My boring life

روزمرگی

پنجشنبه یازدهم دی ۱۴۰۴ 17:36

دیسپچ رو تموم کردم . بین تموم انتخابایی که کردم از نصفشون پشیمونم . البته یکی از بهترین پایانای ممکن رو رفتم و فقط اینویزی بچ رو نتونستم قهرمان کنم . رفت سمت ویلن شدن . من تنها اسپویلی که شده بودم همین دختره بهمون داره خیانت میکنه و اون دختر بلونده هم دوست پسر داره . درواقع بهترین پایان ممکن برای اینکه هیچکس به فاک نره اینه که با هیچکس رابطه نداشته باشی ولی اونا ازت خوششون بیاد . با یکیشون اوکی شی تیر میخوره بهش و بای بای . خیلی بازی خوبی بود البته که لایف ایز استرنج برای من نمیرسه . اون تو یه سطح دیگس .
دیروز یه شات انیمیشنی که قراره بسازیم رو تموم کردم و خب پدرامم کفش برید . به عنوان اپیلاسیون میتونم هفته ای یه شات بسازم تحویلش بدم . بعد از تقریبا هشت ساعت کار بریدم و رفتم یکم دراز کشیدم . چشمام میسوخت سرمم درد میکرد . نمیدونم چند تا لیوان چایی خوردم ولی زیاد بود . آم یه نخ سیگار از همکارم کش رفتم امیدوارم متوجه نشه . دوباره توبه میشکنم احتمالا .

برچسب‌ها: روزمرگی
pendar
کدهای وبلاگ