میشه گفت ساعت پنج و نیم دفترو ترک کردم. پدرام بازم رید به مغزم و انقدر اعصابم خورد شد که یه دقیقه هم واینسادم . احتمالا فردا پس فردا هم نرم دفتر تا بعد ببینیم چی میشه . قسطای دیجی پی رو هم نمیتونم بدم فعلا چه برسه به پولی که از مامانم قرض گرفتم . فردا احتمالا برم یکم بیرون ول بگردم الانم دراز کشیدم رو صندلی پارک تا هشت بشه برم خونه حوصله اینو ندارم سوال جوابم کنن