My boring life

روزمرگی

جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ 10:15

بعد دو روز بالاخره نشستم پشت سیستم . دلم برا اون تنگ شده بود ولی فعلا بیدار نشده . شایدم شده جواب نمیده . نمیدونم ولی تنگ شده دلم .
دیروز بد نگذشت ولی خوبم نبود . شماره بقل دستی مدرسمو نداشتم مجبور شدم بلک بری رو دوباره روشن کنم و یکمم ول گشتم باهاش اینور اونور . شبم شام غریبان غریبانه تو اتاقم گذروندم هیچکس بیرون نیومد . دیگه همین

pendar
کدهای وبلاگ