فکر میکنم این آخرین پستم باشه برای اینجا یا حداقل برای یه مدت .
راستش نه با اینجا احساس آرامش میکنم نه چیزی فقط دلتنگی و پشیمونی بیشتر برام داره . بعد ماجرا هایی که گذشت واقعا نمیشه گفت من چه حسی دارم . نسبت به همه چی اینشکلیم و این اولین روزی نیست که اینجوریم . البته که واقعا هم اهمیتی نداره . چیزای مهمتری الان تو زندگیمه که باید سعی کنم اونا رو هندل کنم و فکر میکنم که وقتی به اون ایده ها کمالگرایی که راجب زندگیم دارم برسم شاید خیلی چیزا از درونم عوض شه . مخصوصا اینکه خودمم حس میکنم که هرچی میگذره دارم عوض میشم .
چیزایی که بهشون دلبستگی دارم وب یا گیم و دود نیست . آدمان . من آدمایی که میشناسم رو خیلی دوست دارم . ممکنه با نبود خیلیاشون کنار بیام راحت ولی همیشه بهشون فکر میکنم . به دوستاییم که دیگه باهاشون حرف نمیزنم یا به کسایی که دوست داشتم باهاشون بیشتر در ارتباط باشم .
و نمیدونم . شاید اشتباه کنم ولی خیلی وقته احساس خوبی نسبت به خودم ندارم . وقتی اینجوریی نباید انتظار داشته باشی دیگران باهات اوکی باشن . منم ندارم . برای همین تو شوخی کردنام کاملا بی اعتماد به نفس بودنم مشخصه . و به شخصه با اینکه همیشه منطقی اوضاع رو نگاه میکنم اما احساسی عمل میکنم . فکر کنم تو خانوادمون من از همه احساسی ترم . از همه تنبل ترم هستم ولی خب الان خیلی بهتر شدم تو این مورد . تقریبا واسه کارایی که بهم سپرده میشه دارم همه تلاشمو میکنم و تو خیلیاش نظر مثبتی هم میگیرم .
به هرحال خوب بود خوش گذشت . وب خوب بود . عسل خیلی خوب بود باید بهتر عمل میکردم . کاشکی بهتر عمل میکردم گرچه میدونم صرفا حرف زدن باهاش باعث میشه تو دلم بگم خدایااااا اون شیرین ترین و گوگولی ترین آدم دنیاس . فوتبال خوبه خوش میگذره . آکا شنونده خوبیه همیشه ازش ممنونم . دوستایی که مخصوصا تو دوره جنگ باهاشون صمیمی تر شدم واقعا باعث میشن این روزا خوب بگذره . امیدوارم همینجوری باقی بمونن .
. و واقعا امیدوارم خالخالی پخش شه . سینماییش فیلمنامشو میدونم یه نویسنده خوب داره مینویسه و صددرصد پخش میشه وقتی بسازیمش . ولی همین الفبا امیدوارم پخش شه حتما . پدرام هیچیییی نمیگه .
هعی امیدوارم به شما هم خوش بگذره اگه اینو میخونید .