دیشب تا صبح انقدررر خواب دیدم که هیچکدوم یادم نمیاد . یه دونش که خواب چیز بود . با یه دختره تو دستشویی مسجد بودیم . خدایا منو ببخش
یه دونش تو خود مسجد دراز کشید بودم وقتی داشتن همه نماز میخوندن . یه دونش خواب مامانبزرگم بود . یه دونش تهران بود که انگار جنگ زده بود ساییده بودش . همه جا خراب شده بود . چند تا دیگم بود که یادم نیست دیگه .
آره خلاصه وقتی از خواب بیدار شدم حس میکندم کوه کندم