My boring life

روزمرگی

یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ 9:27

توی چند هفته اخیر بیشتر میخونم و مینویسم .
خوابم میاد . دیشب ساعت دو یا سه دوباره تو همون حالت بیدار شدم . انگار که چند دقیقس نفس نکشیدم و وقتی بیدار میشم با سرعت زیادی نفس میکشم . یاد جان اسنو میفتم وقتی از مرگ به زندگی برگشته بود . خوابم با کیفیت نیست ولی نیازیم نیست اینجوری دیگه بشه .
به هر حال هنوز جواب انتخاب رشتم نیومده و اینجور موقع ها نگران میشم که نکنه اشتباه کرده باشم . اضطراب رو تقریبا همیشه دارم . گاهی با خودم میگم کاشکی سرم یه دکمه آن و آف داشت تا بتونم موقع خواب خاموشش کنم .

فیلم جدیدی ندیدم . یکم دیگه از سایبرپانک جدیده رو دیدم . یکم لوس و بچگانه شده . اونجایی که به دیوید اشاره کرد پرام ریخت . اینجوری بودم که این یارو ارتش میلی تک رو مالید ولی تهش به آدام اسمشر باخت . چقدر خوش شانسید که داستانتون بعد از داستان گیم اتفاق میفته و اسمشر توش نیست .

pendar
کدهای وبلاگ