My boring life

امروز

سه شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۳ 21:37

امروژ با دوستم رفتیم پارک و قدیم زدیم و تو آلاچیق نشستیم . درباره آرکین و دوست دختر اون و خونه مامان بزرگش که تو خوزستانه حرف زدیم . عکسای خونه رو نشون داد که من با خودم گفتم لعنتی من سه چهار سال خودمو سرویس کردم و هنوز نمیتونیم اینجوری عکس بگیرم درحالی که این بشر اصلا کلاس نرفته و بهشم گفتم که کلاس بره چون پشمام تبخیر شده از عکساش . بهش از لیست فیلمایی که واسه معرفی به دیگران دارم لایف ایز بیوتیفول رو معرفی کردم که عاشقشم . بعدش رفتیم تو سرما شیک کارامل و نوتلا خوردیم که من حساب کردم ولی اون زد به کارتم ( نیاز نبود ولی زیاد حوصله بحث و تعارف نداشتم پس اسرار نکردم که نزنه ) بعدش ازونجایی که تقریبا از داخل بدنمون هم منجمد شدیم تصمیم گرفتیم که برگردیم خونه هامون . البته اون رفت خونش چون من باید میرفتم کلاس زبان . قبلش یه چایی از دکه گرفتم که گرم بشم . کلاسمون حوصله سربر بود پس بیشتر تایم رو تو گوشی گشتم و فکر کنم اصلا قرار نیست نمره کلاسی خوبی بگیرم . فکر کنم حتی بیفتم سر این کارام چون دو بار هم سر سلیطه بازی معلمه از کلاس رفتم بیرون . امیدوارم ترم بعد با این سلیطه همکلاس نشم چون روانم دیگه سالم نمیمونه. بعدشم که دیگه اومدم خونه و نشستم پای درسم . کلاس خصوصی گرفتن برام که دیروز یکیش رو رفتم و فردا هم یکی دیگه دارم . معلم فیزیکم یه خانوم بود که استاد فیزیک دانشگاه آزاد فنی تهران جنوب بود ( ریدم تو اسم دانشگاه ) خانوم خوش قلب و مهربونی بود و خب کلی چیز اضافه هم کنار درس یاد میده. من ۱۸ سال رفتم دانشگاه امیرکبیر و برگشتم ولی هیچوقت به اندازه این دانشگاه نترسیدم به خودم ( باید سعی کنم با ادب باشم ) . فکر کن یه سری ساختمون قدیمی و کثیف بودن با بچه هایی که آخرین چیزی که میتونستی بهشون بگی دانشجوعه ( ببخشید بابت پرانتزای زیاد ولی اینا پخش و پلا تو ذهنم میان که بگم . منم قراره یکی دو ماه دیگه جزوی ازین دانشجو ها بشم ولی یه دانشگاه دیگه با رشته های دیگه ) ‌. استاده تعجبش ریخت که من همه درسا رو بلدم ولی افتادم . و واقعا هم بلد بودم . خودمم نمیدونم چجوری افتادم البته خیلی نخونده بودم ولی به خاطر دوستم که بهم درس میداد اون موقع بلد شده بودم . هم حسابان هم هندسه . خلاصه دیگه بسه همین بود اتفاقات چند روز . بی صبرانه منتظر دی ماهم که امتحانای بد و بی ادب رو بدم و مثل ونوم بچسبم به گیم و کار و گیم بیشتر .

pendar
آخرین نوشته‌ها
کدهای وبلاگ