برای روز دختری که درواقع روز دختر نبود ، شیرینی خریدم و بردم دفتر . الان دارم چیزی که ازون روز مونده رو خودم میخورم . همکار خانومم شیرینی زیاد نمیتونه بخوره برای همین شورینی گرفتم . و اگه میخواید بگید دختر نیست باید بگم که ایشون 18 سال و دویست سیصد ماهشونه . بستگی به دیدگاهتون داره . به هر حال روز خوبی بود . نمیشه گفت حالم خوبه مث سگ دارم به سگ سیاه افسردگی میدم . ولی خب حداقل میتونم بینش یکم فیلم ببینم . دیشب آخرین قسمت سامرتایم رندرینگ رو دیدم . این فیلم نیست انیمس . یه جورایی عین ریزیروعه ولی یه سری نقاط قوت و ضعف مخصوص خودشو داره . در کل چرته نمی ارزه 24 یا 25 قسمت ببینید .
معلم زبانم یه پسر باحاله . موهاش خیلی بلنده و دم اسبی میبنده . ریشاشم بلنده . زیاد سانسور نداریم تو کلاسمون . یه معلم خانوم داشتیم که همین حرفا رو باهاش زدیم و اخراج شد . البته خیلی خانوم گلی بود حیف . کلی گریه کرد .
دیگه همین . منتظرم تا جواب انتخاب رشتم بیاد . جمعه با همت اینا میزنیم بیرون . همت و آکا یه جوراییم یه داداشامن . مخصوصا همت واقعا عین برادرمه .