تو این مدت تقریبا همه کارایی که باید انجام میدادم رو انجام دادم .دانشگاه ، کارای خونه ، کارای دفتر و تمیز کاری ، خالخالی و گیم . همه اینا رو تونستم انجام بدم با خواب 4 ساعته . یه لیوان قهوه تو روز واسم نقش چایی رو داره . برا همین دو تا میخورم . زندگیم دوباره رو قلتک افتاده و معلوم نیست چه بلایی قراره چند روز دیگه سرم بیاد . آهان مامانمم هفته دیگه میره مسافرت و من خونه تنهام ...
دنیا به کامه زندگی به تونه
نیکیو ویدیو کال گرفتیم باهاش حرف زدیم . شبیه عیسی مسیحه لامصب . ریش و موی بلند و روشن با چشمای سبز . دیشبم با همت و کارن و ولیز رفتیم ایران مال . تا حالا نرفته بودم و خب پروژه پولشویی یه سری جاکش تو سپاهم هست . نظر مثبتی طبیعتا نباید داشته باشم . زمین هاکی داشت . نباید بگم اینو ولی به بعضیا خندیدم . سانس خانوما بود . ده بار شوت زدن ، ده تاش اوت شد ... عالی
بعد رفتیم با ماشین گشتیم و منم یکم روندم . گوشی همتو وصل کردم به ماشین کارن و موزیک گذاشتم . خدا بود . من معمولا مجلس گرم کن نیستم ولی میتونم بگم کمرم شکسته انقدر تو ماشین جو گیر شدم . نرمالم اینه برام سواله مست بشم چی میشم . واقعا جو گیریه من با دیوونگی فرقی نداره و خب همتم پایه بود برا همین خوش گذشت . ولیزم همون اول رسوندیم که راحت تر باشیم . خوش گذشت . اهان دریاچه چیتگرم رفتیم . زیادی شلوغ بود
اینو میدونم که آشپزی وقتی داری موزیک گوش میدی واقعا خیلی جذاب تر از چیزیه به نظر میاد .