دیشب گوشی قدیمیم رو کش رفتم و توی خونه تا 5 صبح داشتم گیم میزدم . بالاخره آدم یه جا باید به اعتیادش برگرده اینجوری نمیشه که . خب خلاصه تا 5 بازی کردم و گفتم اوکی بعدا بقیشو میرم ولی فهمیدم این دموی گیمه . شکست عشقی خوردم
اتوبوسا انقدر شلوغه که دارم دوباره به اسکیت فکر میکنم . امروز ترم جدید زبانمم شروع میشه . آهاننن صبح ساعت 8 خواب و بیدار بلند شدم و اسنپ گرفتم . به خودم که اومدم دیدم که عههههههه ریدممممم من اسنپ گرفتمممم . هیچی تو دو دیقه عوض کردم لباسو غذامو برداشتم رفتم بیرون . سوار شدم . پیاده که شدم فهمیدم پاشنه کفش رو اگزوز بوده ذوب شده /: یه کفش اضافه توی دفتر قایم کرده بودم برای روز مبادا اونو پوشیدم الان . فحشای زیادی رو زبونم میاد که نمیخوام بگم