امروز برعکس این چند هفته زود از خواب پاشدم . بهم گفتن که باید روتین بزارم پس اینکارو کردم . بعدش رفتم نون کرفتم و اومدم خونه منتظر موندم که غذا رو مامان درست کنه بعدش رفتم سر کار . ولی بازم نتونستم کار کنم . نمیدونم چرا . دیگه تا شب یه جوری گذروندم و بیشتر تایمو یا جلو شومینه بودم یا تو بالکن چایی میخوردم . معینی پور هم معتادش شدم با چایی اندازه یه نهار سیرم میکنه. تو بازی یکم اعصابم خورد شده و نصف مپو آتیش زدم در نتیجه پی ویم پر از فحش ناموس شد . خستم دلم نمیخواد فردا بیاد