من معمولا عادت ندارم مسائل کارمو اینجا بگم . چیز میزایی که اتفاق میفته و حوصله سر برن . وقتیم حالم بده ترجیح میدم با کسی راجبش حرف نزنم . کلا با کسی راجب هیچی حرف نزنم . تو اینکه احساسات خودمو هم خوب نشون ندم حرفه ای شدم .
به شدت خوابم میاد و به شدت میخوام نرم سر کار . جمعه ها بهترین روز واسه کار کردنه ولی بخاطر پدرام که میگه روز تعطیل فقط جمعه مجبورم برم.
با اون حرف میزنم و حریص تر میشم به قول خودش . دوست داشتنیه . هم اون هم احساساتم . کاری نمیتونم بکنم سعی میکنم حریص نشم . چون من خیلی بیشتر میخوام . هم از اون هم از خودم . به قول پدرام باید مکتب پرفکشنیسم رو راه بندازم .